على بن حسين واعظ كاشفى

438

رشحات عين الحيات ( فارسي )

حاصل است . رشحه : در معنى « 1 » كريمه ، قُلِ اللَّهُ ثُمَّ « 2 » ذَرْهُمْ مىفرمودند كه مراد آنست كه بنفس ذات متوجه باش نه بصفات . « 3 » رشحه : در معنى آيت يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا ، مىفرمودند كه اشارت است بتكرار عقود ، يعنى ايمان كه پيش اين طايفه عبارت از « 4 » عقد قلب است به حق سبحانه ، حق سبحانه « 5 » امر كرده است كه تكرار اين عقد كنيد ، يعنى سعى « 6 » نمائيد كه بدانيد كه اين وصف از آن شما نيست . رشحه : در معنى آيت كريمه : فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ « 7 » مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ مىفرمودند مىشايد كه فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ اشارت باشد به طايفهء كه بر نفس خود ظلم كرده‌اند ، به آن معنى كه از هرچه مراد وى است از لذات و شهوات وى را محروم گردانيده‌اند و در جميع احوال « 8 » مخالفت وى را لازم داشته‌اند تا مستعد قبول موهبت گردد نظر بدين تحقيق اين گروه از مقتصدان ، در پيش باشند و مقتصدان از سابقان « 9 » بخيرات . رشحه : در معنى آيت سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ * مىفرمودند شايد اشارت به طايفهء باشد از بنىآدم كه بر قلب مهيمن « 10 » واقع شده‌اند كه طايفه‌ئىاند از ملايكه كه ايشان را از غايت استغراق در شهود ذاتى « 11 » هيچ آگاهى نيست به‌آنكه غير ذات « 12 » حق سبحانه موجودى هست و چون آن طايفه از هيچ چيز آگاه نباشند « 13 » ،

--> ( 1 ) - مى : آيه كريمه ( 2 ) - مى : قل هو اللّه ثم ذرهم - مج : قل اللّه ذرهم ( 3 ) - مى : نه بر صفات ( 4 ) - بر : عبارت از عقد قلبيت است ، چپ : عبارتست از عقد قلب ( 5 ) - مج ، چپ : ( حق سبحانه ) ندارد ( 6 ) - مج : يعنى سعى نمائيد ) ندارد ( 7 ) - مج : ( و منهم مقتصد ) افتاده ( 8 ) - مج : جميع اقوال ( 9 ) - مى : از سابقات ( 10 ) - مى : ميمين ، مج : قلب ميهمين ، چپ : قلب ميهمن ( 11 ) - بر : در شهود ذات ( 12 ) - مى : ( ذات ) ندارد ( 13 ) - مج : نباشد .